دفتر عشق نویس دفتر عشق منه.... هر چی که تو دلمه داره فریاد میزنه
چهارشنبه 24 بهمن ماه سال 1386
غم زیبا

به یــادت ای لیلا همیشه گریانم 

در انتظار تو بدان که می مانم 

اگر نیایی تو کنارم ای لیلا 

کند غم دوری خراب و ویرانم 

بیا کنارم باش ٬فقط تو یارم باش 

که بی تو در دنیا دمی نمی مانم 

ز من تو پرسیدی وصال یعنی چه 

قسم به روی تو که من نمی دانم 

چنان که در ذهنم زمان نموده حک 

ز روز اول من اسیر هجرانم 

اگر ففیرم من ٬اگر گدایم من 

به نقد عشق تو بدان که سلطانم 

گهی به خود گویم رها کن این غم را 

گهی ز عشق تو به لب رسد جانم 

بیا عزیز من ٬بیا تو عشق من 

بیا تو ای عمرم٬تو جان جانانم 

بیا که از نور وجود پاک تو 

کمی ز نور وصل به دل بتابانم 

بیا در این غوغا٬در این مه رویا 

بخوان برای من کمی زقرآنم 

که شاید عشق حق٬در این شب زیبا 

کند کمی آرام تلاطم جانم 

بدان تو ای لیلا٬ای آخرین رویا 

ای عشق نورانی ٬ سرو خرامانم 

که تا زمانی که در این جهان هستم 

در انتظار تو بدان که می مانم 

اگر بدون وصل برفتم از دنیا 

و گر نشد سنگین بار گناهانم 

بدان که در جنت ٬تو مال من باشی 

تو ای غم زیبا ٬ای عشق و ایمانم 

((سمیر))