دفتر عشق نویس دفتر عشق منه.... هر چی که تو دلمه داره فریاد میزنه
یکشنبه 19 اسفند ماه سال 1386
خواهرم بهش بگو

خواهرم گریه نکن برای رفتن داداش

داداشت داره میره به خونه آرزوهاش

خواهرم گر چه از این زمونه دلخونم ولی

تو دیگه رو زخم من با گریه هات نمک نپاش

خواهرم جای بدی نیست به خدا اینجا عزیز

فقط اینجا واسه من یه کم غریبه لحظه هاش

خواهرم هر جا باشم به یادتم حتی تو خاک

تو فقط برای من دعا بخون غمگین نباش

خواهرم گرچه خدا عشق منو ازم گرفت

می دونی تو عشقمی خدا تو رو داداه به جاش

خواهرم خوب می دونم نداری آرزویی جز

دیدن دوبارهء خنده رو لب های داداش

خواهرم منم دلم تنگه برات ٬ اما عزیز

این مشیت خداست کاری نمیشه کرد باهاش

خواهرم حجم سیاه و ساکت و سرد زمین

داره خاکم می کنه لحظه به لحظه با هواش

خواهرم بهش بگو ((سمیر)) همیشه یادشه

حتی بعد مردنم نمیره یادم اون چشاش

خواهرم بهش بگو همیشه بوده آرزوم

که توی گوشم بپیچه صوت زیبای صداش

خواهرم بگو تا وقتی بودم عاشقش بودم

حتی حالا زیز خاک منتظره چشام براش

((سمیر))