دفتر عشق نویس دفتر عشق منه.... هر چی که تو دلمه داره فریاد میزنه
یکشنبه 11 فروردین ماه سال 1387
فروغی بسطامی

با آنکه می از شیشه به پیمانه نکردی

در بزم ، کسی نیست که دیوانه نکردی

 

ای خانه شهری نگهت برده به یغما

در شهر دلی کو که در آن خانه نکردی

 

تا گنج غمت را سر ویرانی دل هاست

یک خانه دل نیست که ویرانه نکردی

 

تنها نه من از عشق رخت شهره شهرم

صاحب نظری نیست که افسانه نکردی

 

نازم سرت ای شمع که شهری زدی آتش

و اندیشه ز دود دل پروانه نکردی

 

با چشم تو محرم نشدم تا به نگاهی

بیگانه ام از محرم و بیگانه نکردی.

 

« فروغی بسطامی »