عزیزم من سمیرم

کردی به بند زلفت٬ای نازنین اسیرم

کردی رهایم در قفس٬تا بی نفس بمیرم

شبها به یادت تا سحر٬ گشته حرامم خواب ناز

از شوق دیدار رخت٬ چون تشنه در کویرم

تنها برای یکدم ٬ما را غلام خود کن

بگذار روی چشمم ٬پایت که جان بگیرم

گشته برای این دل٬ یک آرزو نگاهت

بانو قدم گذارید ٬در کلبهء حقیرم

فرمانروای عشقی ٬در سرزمین قلبم

در پیشگاه چشمت ٬من بنده ای فقیرم

من بندهء تو هستم٬ جانا اشارتی کن

تا افکنم به پایت٬ قلب ز غصه پیرم

تو تا ابد دلم را ٬خواهی همیشه غمگین

حرفی ندارم اما٬ از مرگ نا گزیرم

لیلا مرا تو در غم ٬گویا که دوست داری

گر بوده تقدیر من٬این گونه می پذیرم

حرفی ندارم اگر ٬این بوده قسمت من

لیلا دلم گرفته٬ از بخت همچو قیرم

اکنون که قانون عشق٬قانون جنگل شده

من همچو صیدی حقیر٬در چنگ گرگ و شیرم

محکوم عشقم که غم٬بر چوب دارم آویخت

هر رهگذر می زند ٬بر سینه سنگ و تیرم

حق من از زندگی٬ همواره غم بود و درد

بهتر که حق خود را٬از زندگی نگیرم

جانم به لب رسیده ٬تاب نفس ندارم

مرگ آرزوی من شد٬از عمر خویش سیرم

برای زنده ماندن٬دلیل محکم آور

دلیل محکمی که ٬چرا باید نمیرم

نه صبرم صبر ایوب٬نه عمرم عمر نوح است

نه مجنونم نه فرهاد٬عزیزم من سمیرم

((سمیر))